السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

673

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

فرجام خواهى - - ) تجديد نظر فرجين فَرجَيْن : قُبُل و دُبُر / آلت تناسلى زن و مرد . فرجين تثنيه فَرْج است كه بر قُبُل و دُبُر اطلاق مىشود . 1 گاهى نيز بر آلت تناسلى زن و مرد اطلاق گشته و - مثلا - گفته مىشود : خنثاى مشكل اگر فاقد و يا داراى فرجين باشد ، كه مراد آلت تناسلى مردانه و زنانه است 2 ( - - ) فرج ) . ( - - ) آلت تناسلى ) ( - - ) دُبُر ) فَرَح - - ) شادى فَرز - - ) افراز فرزند فرزند : بچه ؛ آن كه از ديگرى زاده شده است . از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت ، حج ، تجارت ، قرض ، وقف ، هبه ، نكاح ، ارث ، شهادات ، حدود ، قصاص و ديات سخن گفته‌اند . نسبت فرزندى : نسبت فرزندى تنها از راه آميزش مشروع و يا تلقيح مصنوعى ( - - ) تلقيح مصنوعى ) با شرايطى حاصل مىشود . بنابر اين ، چنانچه مردى با زنى كه آميزش با او حلال است ، نزديكى كند و زن باردار شود و پس از گذشت حداقل شش ماه از زمان آميزش بچه‌اى به دنيا آورد ، بچه فرزندآن مرد و زن خواهد بود . همچنين است اگر فرزند از راه تلقيح متولد شود . به قول مشهور ، در آميزش ، نبايد فاصلهء بين زمان آميزش و زمان وضع حمل ، بيش از نه ماه باشد . 1 بچه‌اى كه از راه آميزش حرام ، مانند زنا متولد مىشود از نظر شرع فرزند به شمار نمىرود و به هيچ كدام از مرد و زن ملحق نمىگردد ( - - ) زنا ) . چنان كه فرزندخوانده نيز فرزند محسوب نمىشود و احكام فرزند بر او مترتب نمىگردد ( - - ) فرزندخوانده ) . نسبت فرزندى به اقرار ( - - ) اقرار ) و بيّنه ( - - ) بيّنه ) ثابت مىشود ( - - ) نسب ) .

--> ( 1 ) . مجمع البحرين ، واژهء « فرج » مشارق الشموس / 161 ؛ المعتبر 1 / 181 * ( 2 ) . ارشاد الاذهان 2 / 133 ؛ مهذب الاحكام 30 / 256 .